سنگر خیابان؛ واکاوی جامعهشناختی نقش تجمعات مردمی در ترسیمِ تابلوی وحدت ملی
آوای جنوب یادداشتی از: شکوفه عصاره (کارشناس ارشد علوم اجتماعی) قرنهاست که حافظه تاریخی جهان، خیابان را اصلیترین صحنه برای ابراز مطالبات و فریاد تودهها میشناسد. در ایران نیز راهپیماییهای آیینی سالیان دراز است که به عنوان مناسکی سالانه برگزار میشوند؛ اما آنچه در تجمعات اسفند ۱۴۰۴ رخ داد، جنسی متفاوت از تمام تجربههای پیشین
آوای جنوب
یادداشتی از: شکوفه عصاره (کارشناس ارشد علوم اجتماعی)
قرنهاست که حافظه تاریخی جهان، خیابان را اصلیترین صحنه برای ابراز مطالبات و فریاد تودهها میشناسد. در ایران نیز راهپیماییهای آیینی سالیان دراز است که به عنوان مناسکی سالانه برگزار میشوند؛ اما آنچه در تجمعات اسفند ۱۴۰۴ رخ داد، جنسی متفاوت از تمام تجربههای پیشین داشت. تهاجم وحشیانه به خاک کشور در ۹ اسفند و شهادت رهبر ایران، در وضعیتی قرار داد که جامعهشناسان آن را «لحظه بحران هویتساز» مینامند. در این میان، تجمعات خودجوشِ مردمی در حمایت از وطن و بیعت با رهبری جدید، فراتر از یک واکنش عاطفی، واجد کارکردهایی استراتژیک است که در ادامه به واکاوی آنها میپردازیم.
نخستین و حیاتیترین کارکرد این حضور، مدیریت بحران روانی در سطح ملی بود. ترور رهبر یک کشور در میانه جنگ، قابلیت ایجاد یک صدمه روحی جمعی (تروما) و انفعال جامعه را دارد؛ اما حضور میلیونی مردم در راهپیماییهای «جنگ رمضان» نشان داد که جامعه ایران مکانیسم «سوگواری فعال» را برگزیده است. این حضور هوشمندانه، با تبدیلِ «غم» به «خشم مقدس» و سپس تقویت اراده جمعی-سیاسی، مانع از فروپاشی روانی جامعه در برابر شوکِ ناشی از تجاوز خارجی شد.
از دیگر کارکردهای این راهپیماییها، رژههای خودرویی و تجمعات خودجوش مردمی، نمایش «انسجام ارگانیک» در دوره انتقال قدرت است. تجمعاتِ حدفاصل ۱۰ تا ۱۸ اسفندماه (بازه زمانی شهادت تا انتصاب رهبری جدید)، با حضور همزمان طبقات و اقشار مختلف، به جامعه جهانی ثابت کرد که ساختار قدرت در ایران نه صرفاً بر قواعد بوروکراتیک، بلکه بر «مشروعیت کاریزماتیک و مردمی» استوار است. این نمایشِ اقتدار، خلأهای احتمالی در دوران انتقال را پوشش داد و پیوستگیِ ناگسستنیِ حاکمیت و ملت را به تصویر کشید.
سومین کارکرد این تجمعات، به عنوان پادزهری برای جنگ روانی و اطمینانبخشی اجتماعی است. در روزهایی که رسانههای بیگانه با پمپاژ اخبار ناامیدکننده، به دنبال القای حس بیپناهی در کشور بودند، تجمعات انبوه مردمی به عنوان یک پادزهرِ استراتژیک عمل کرد و حس امنیت را به کالبد جامعه بازگرداند؛ چرا که فرد با مشاهده قدرتِ جمعی، خود را بخشی از یک «کلّ مقتدر» مییابد که ترس و اضطراب را به حاشیه میراند. در حقیقت، این نمایشِ همبستگی، پروژهی ایجاد آشوب ذهنی توسط دشمن را با شکست مواجه کرد.
چهارمین کارکرد این حضور، جامعهپذیری سیاسی نسلهای چهارم و پنجم است که با پرچمی در دست و در کنار والدین، این پیچ تاریخی را نه در کتابها، بلکه در متنِ واقعیت تجربه کردند. این راهپیماییها یک «کلاس درس هویت» برای کودکان و نوجوانانی بود که با نشاندن بذر مسئولیتپذیری در ناخودآگاه آنان، امنیت ملی ایران، برای دهههای آینده تضمین خواهد شد.
پنجمین کارکرد این تجمعات، ارسال پیام پایداری و تجلی بازدارندگی غیرنظامی به جهان است. پیوستگی مردم با حاکمیت در این برهه حساس، پیامی قاطع به اتاقهای فکر واشینگتن و تلآویو مخابره کرد: ایران کشوری نیست که با حذف فیزیکی رهبرانش دچار گسست شود. این حضورِ منسجم، سلاحی راهبردی و سدّی نفوذناپذیر در برابر هرگونه تهاجم سخت دشمن بود.
در نهایت ذکر این نکته ضروری است که آنچه تجمعات اسفند ۱۴۰۴ را به یک پدیده اجتماعی متمایز تبدیل کرد، حضور فراگیر طیفهای گوناگون بود؛ تصاویری که در آنها، از لباسهای محلی اقوام مختلف و پیروان ادیان توحیدی گرفته تا جوانانی با پوششهای متفاوت، ترکیبی منسجم از تمام رنگهای ایران را به نمایش گذاشتند.
این موضوع، خط بطلانی بر سالها تلاش رسانههای خارجنشین، برای ایجاد فضای دوقطبی و تفرقه میان گروههای مختلف فکری و فرهنگی بود و نشان داد که هویت ایرانی، چتر بزرگی است که همه را در زیر خود جا میدهد. همچنین پیوند افراد با سنین مختلف در این تجمعات، نشاندهنده غریزه جمعی برای «بقای ملی» در برابر تهدید خارجی بود و ثابت کرد در لحظات سرنوشتساز، مرزهای اجتماعی جای خود را به اتحاد برای ایران میدهند.
برچسب ها :تجمعات مردمی ، جنگ ، حماسه مردمی ، خوزستان ، وعده صادق
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1