کد خبر : 70278
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۲۰

حماسه‌سازی کارکنان نفت / روایت کاپیتان افشار بهارلو از روزهای ایثار در بهرگان

حماسه‌سازی کارکنان نفت / روایت کاپیتان افشار بهارلو از روزهای ایثار در بهرگان

کاپیتان افشار بهارلو، رئیس عملیات دریایی بهرگان، از روزهایی می‌گوید که تهدید حملات نظامی نتوانست کارکنان صنعت نفت را از پای کار دور کند. او روایت می‌کند که چگونه در اوج جنگ، کارکنان عملیاتی با تعمیر و راه‌اندازی گوی‌های شناور صادراتی (SPM) که ۴ سال از مدار خارج بودند، خود را برای هر سناریویی آماده

کاپیتان افشار بهارلو، رئیس عملیات دریایی بهرگان، از روزهایی می‌گوید که تهدید حملات نظامی نتوانست کارکنان صنعت نفت را از پای کار دور کند. او روایت می‌کند که چگونه در اوج جنگ، کارکنان عملیاتی با تعمیر و راه‌اندازی گوی‌های شناور صادراتی (SPM) که ۴ سال از مدار خارج بودند، خود را برای هر سناریویی آماده کردند و چگونه یک شناور ۶۰ نفره، ۱۲۰ نفر را برای جانشینی همکارانشان به منطقه جنگی منتقل کرد.

آوای جنوب، کاپیتان افشار بهارلو، رئیس عملیات دریایی بهرگان، در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه اطلاع‌رسانی شرکت ملی نفت ایران از روزهایی می‌گوید که تهدید حملات نظامی و احتمال آسیب دیدن تأسیسات نفتی، کارکنان عملیاتی را در برابر مأموریتی دشوار قرار داد.

به گفته وی، با تصمیم‌های اتخاذشده در کمیته بحران و هم‌زمان با افزایش تهدیدها علیه ترمینال‌های نفتی، شرکت نفت مأموریت راه‌اندازی دوباره گوی‌های شناور صادراتی (SPM) از رده خارج‌شده در بهرگان را به این مجموعه ابلاغ کرد؛ تجهیزاتی که حدود چهار سال از مدار عملیات خارج بودند و تمامی قطعات آن‌ها باز شده بود.

بهارلو می‌گوید: برای بازگرداندن این تجهیزات به مدار بهره‌برداری، باید تمام قطعات جمع‌آوری، شناسایی، کدگذاری، آزمایش و دوباره مونتاژ می‌شد. معمولاً اجرای چنین پروژه‌ای به پیمانکاران تخصصی و با هزینه‌های سنگین واگذار می‌شود، اما کارکنان عملیاتی بهرگان تصمیم گرفتند خودشان این مسئولیت را برعهده بگیرند.

عملیات بازسازی گوی شناور در ۲۸ اسفندماه آغاز شد؛ اما هم‌زمان نخستین حمله مستقیم به منطقه بهرگان صورت گرفت. شناورها برای حفظ ایمنی از اسکله جدا و به لنگرگاه منتقل شدند. هرچند منطقه پیش از آن نیز بارها هدف حملات دشمن قرار گرفته بود، اما این بار شرایط متفاوت بود و تهدید به تأسیسات نزدیک‌تر شده بود.

رئیس عملیات دریایی بهرگان می‌افزاید: با وجود شرایط جنگی، کار متوقف نشد. تصمیم گرفتیم عملیات را در لنگرگاه ادامه دهیم و سرانجام ۱۱ فروردین‌ماه، تعمیرات و آماده‌سازی SPM به پایان رسید و این تأسیسات برای بارگیری نفت آماده شد.

وی با اشاره به اینکه خوشبختانه اسکله‌های صادراتی خارگ در نهایت مورد اصابت قرار نگرفتند و نیازی به استفاده از این گوی شناور ایجاد نشد، تأکید می‌کند: آنچه اهمیت داشت، آمادگی کامل نیروها برای هر سناریوی احتمالی بود. کارکنان در شرایط جنگی پای کار ایستادند و این موضوع چیزی جز ایثار، تعهد و احساس مسئولیت نیست.

مأموریتی فراتر از وظیفه

بهارلو بخش دیگری از روایت خود را به روزهایی اختصاص می‌دهد که حملات دشمن، مسیرهای متعارف جابه‌جایی کارکنان را مختل کرده بود.

پیش از جنگ، عمده تردد کارکنان به مناطق عملیاتی از طریق هواپیما و بالگرد انجام می‌شد، اما با حمله به فرودگاه جزیره خارگ، ارتباط هوایی عملاً قطع شد. هم‌زمان، شناورهای مسافربری فعال در مسیرهای خارگ، گناوه و بوشهر نیز هدف حملات دشمن قرار گرفتند و انتقال نیروها با دشواری جدی مواجه شد.

در چنین شرایطی، اسکله بهرگان به تنها مسیر مطمئن جابه‌جایی کارکنان تبدیل شد.

به گفته رئیس عملیات دریایی بهرگان، از آن زمان کارکنان شرکت ملی نفت ایران، شرکت نفت فلات قاره ایران، شرکت پایانه‌های نفتی ایران، مجتمع‌های پتروشیمی و حتی ساکنان بومی جزیره خارگ از طریق شناورهای مستقر در بهرگان جابه‌جا می‌شدند.

وی می‌گوید: در شرایطی که هم با جنگ روبه‌رو بودیم و هم با وضعیت نامساعد دریا، مسئولیت جابه‌جایی حجم زیادی از مسافران را پذیرفتیم. تعداد شناورهای در اختیار ما کاهش یافته بود، اما شمار متقاضیان سفر افزایش پیدا کرده بود.

بهارلو با یادآوری یکی از روزهای خاص آن دوران می‌افزاید: یکی از شناورهای ما که ظرفیت حدود ۶۰ نفر را داشت، ناچار شد بیش از ۱۲۰ نفر را به خارگ منتقل کند؛ افرادی که از نقاط مختلف کشور آمده بودند تا به محل خدمت خود در سکوها و تأسیسات نفتی برسند.

او معتقد است اگر فردی از بیرون به آن صحنه نگاه می‌کرد، شاید تصور می‌کرد مردم در حال فرار از منطقه جنگی هستند؛ اما واقعیت کاملاً برعکس بود.

این افراد از سراسر کشور آمده بودند تا در اوج تهدیدهای نظامی، جای همکاران خود را بگیرند؛ همکارانی که ۱۴ روز در منطقه عملیاتی مانده بودند و باید به آغوش خانواده‌هایشان بازمی‌گشتند. همه می‌توانستند بهانه‌ای برای نیامدن داشته باشند، اما آمدند؛ زیرا نمی‌خواستند دوستان و همکارانشان دو هفته دیگر در شرایط جنگی دور از خانه بمانند.

روایت کاپیتان بهارلو، تنها داستان راه‌اندازی یک تجهیز یا جابه‌جایی چند شناور نیست؛ روایت انسان‌هایی است که در روزهای جنگ، میان خطر و مسئولیت، مسئولیت را انتخاب کردند. کارکنانی که ثابت کردند پایداری صنعت نفت تنها به تجهیزات و تأسیسات وابسته نیست، بلکه بر شانه‌های انسان‌هایی استوار است که در سخت‌ترشرایط نیز انجام وظیفه را بر هر چیز دیگری مقدم می‌دانند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.