کد خبر : 64069
تاریخ انتشار : جمعه 17 اکتبر 2025 - 10:57

من یک کارگر صنعت نفت هستم

من یک کارگر صنعت نفت هستم

سلام من یک کارگر صنعت نفت به تو هموطن، سلام به تویی که در شهر خود و در کنار خانواده ات هستی، سلام بر تو که بزرگ شدن فرزندات را می بینی، سلام بر تو که در کوچه و محله ات شناخته شده ای. آوای جنوب، من یک نفتی (کارگر، تکنسین و یا مهندس) هستم

سلام من یک کارگر صنعت نفت به تو هموطن، سلام به تویی که در شهر خود و در کنار خانواده ات هستی، سلام بر تو که بزرگ شدن فرزندات را می بینی، سلام بر تو که در کوچه و محله ات شناخته شده ای.

آوای جنوب، من یک نفتی (کارگر، تکنسین و یا مهندس) هستم همان که اکثر مردم می پندارند حقوقم از پارو بالا می رود و دغدغه ای در زندگی ندارم، پول خرد بچه ام میلیونی است و اعضاء خانواده ام همه ماشین شخصی خودشان را دارند، همان که بدون آنکه کار خاصی انجام دهد کل بودجه مملکت و سهمی از حقوق دیگر کارمندان هر ماه به حساب او واریز می شود و…

من یک کارگر اقماری نفت هستم، اقماری یعنی در بهترین حالت دو هفته در کنار خانواده و دوهفته سرکار باشی ولی همه ما اینگونه نیستیم. برخی دوهفته سرکار و یک هفته استراحت و برخی سه هفته کار و یک هفته استراحت دارند. از این مدت استراحت، زمان ایاب و ذهاب را کم کن، چه رفت و آمدی، آواز دهل از دور خوش است.

کارکرد در مناطق دور دست و کیلومتر ها دور از ساحل. آیا حوصله تان می آید هر ماه از یک شهر کوچک، خودت را با ماشین کرایه ای برسانی به شهری دارای فرودگاه یا ایستگاه قطار، بعد بروی به مقاصد پروژه ها بعد تا صبح در آنجا بخوابی روی نیمکت های فرودگاه و راه آهن در سرما و گرما، تا صبح زود به پرواز برسی، آنگاه که به محل کارت رسیدی، بدون استراحت مستقیما به محل کارت بروی. حالا اگر شرایط هوای منطقه و دریا مساعد نباشد با سبد به سکویت انتقال داده شوی!(این قسمت را می دانم خیلی از خوانندگان هرگز تصور تجربه اش هم در ذهنشان نمی آید).

حال سی روز در یک فضای محدود، با یاران و همراهانی همیشگی در رطوبت صد در صد و دمای بالاتر از ۵۴ درجه.

این قصه دو هفته و چند ماه نیست….

قصه چند سال است از بهترین دوران عمر.

سال هایی که می توانستی در کنار همسر جوانت باشی، سال‌هایی که بجای حرفهای شیرین رو در رو، باید با تلفن به سخنان بغض آلود همسرت گوش دهی که از مصایٔبش در گذران زندگی، در خریدها، در سر و کله زدن با همسایه ها و… می گوید. گاه دلت می سوزد، گاه غیرتت می جوشد، کمتر می خندی و گاه همراه او اشک می ریزی. همه هم درد هم را می دانند. همه بارها صدا بلند شدن های یکدیگر را در صحبت های پشت تلفن شنیده اند. مگر این دیوارهای نازک بین اتاق‌ها چقدر جلوی صوت و صدا را می گیرد؟!

اینجا کم کم شبیه هم می شویم!

چهره های شکسته، موهای زود سپید شده و اغلب ریخته، معده های خراب و اعصاب های…. .

چقدر باید ببینی یکی با چشمان اشکبار آمده و تقاضای رفتن دارد، بچه ام تصادف کرده، مادرم سکته کرده، پدرم فوت کرده، همسرم پا به ماه است و…. . اما دریغ! همه می خواهند کمک کنند؛دریا طوفانیست. پروازها تاخیر دارند. انگار همه و همه دست به دست هم می دهند تا زمانی به عزیزانت برسی که بچه ات را همسایه ها به بیمارستان رسانده اند، همسرت فارغ شده و پدرت را فقط صورت قبری باقیست. و تو باز هم دیر رسیده ای چقدر میخواهید به کسی پول بدهید که جبران این ها باشد؟

چند نفر از پرسنل صنعت نفت باید حین عملیات عمرانی یا بهره برداری در اثر انفجار، آتش سوزی یا نشت گازهای سمی و نیش جانوران سمی، گرد و غبار و اقامت در شهرهای محروم و جزایر صدمه روحی و جسمی ببینند وگاها با صدمات غیرقابل جبران ناپذیری همراه گردد.

مگر چقدر این فشار ها را می توان تحمل کرد؟

ما به راحتی وارد صنعت نفت نشده ایم.

چکاپ های پزشکی، را گذرانده ایم. ما هم فرزندان همین کشوریم. اندکی آن طرف تر حافظ منافع ملی در سرزمین های مادری و آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس و نقاط مختلف ایران زمین.

با ما مهربان تر باشید…..

درود بر کارگران نفت لباس سراسر خیس عرق بر تن، گرد خاک و دوده بر چهره نشسته، آنها که بالا و پایین شدن فشار ها و دما ها و جریان ها، هم بالا و پایین رفتن فشار خون، نفس ها یشان شده است. خسته نباشید. برقرار باشید تا مملکت مان بر قرار بماند.

مبادا کنایه ها و کمی حقوق دل سردتان کند… روزی فرزندان مان قدرمان را خواهند دانست. به ایشان ایراد نگیرید، زیاد پدر بالای سرشان نبوده است…

ارسالی از طرف یک نفر از پرسنل نفت به آوای جنوب

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 53
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.