.

آوای جنوب 

اسکندر رحمانی از فعالین اصلاح طلب گچسارانی در یادداشتی که به آوای جنوب ارسال کرده است آورده است:در انتخابات شرکت می کنیم ورای می دهیم اما با ندای قلب خود نه حرف این وآن

 

*(یک پون قند)*
(پون: معادل نیم کیلو بود)
در زمان قدیم در روستای ما وقتی جشن عروسی که در روستاهای همجوار برگزار
می شد، مثل حالا نبود که برای هر شخص یک کارت دعوت
می فرستند، بلکه یک نفر از طرف صاحب عروسی به روستای ما می آمد و یک دعوتنامه کتبی یا شفاهی به کدخدا می داد یا می گفت.
شب به دستور کدخدا یک نفر بر پشت بام منزل کدخدا با صدای بلند می گفت “مردم آبادی گوش کنید فردا همه دعوت هستید برای عروسی پسر یا دختر فلانی از فلان روستا!
مردم جمع می شدند جلو منزل کدخدا و با شراکت و دنگ مساوی به ازای هرنفر:
*یک پون قند* می خریدند. وآن را در یک کیسه قرار می دادند و یک نفر که از همه قوی تر بود یا از همه از نظر سنی کوچکتر بود آن را به دوش می گرفت و
می رفتند عروسی.
*(رسم غلط در پذیرایی آن زمان بود*):
از کدخدا و بعضی آدمها ی خاص هنگام صرف ناهار یا شام بطور ویژه می رسیدند.
در عروسی! صاحب عروسی با صدای بلند می گفت که به فلانی برسید(نام کدخدا را می برد).
*در حین صرف ناهار یکی از مدعوین بلند شد به صاحب عروسی گفت فلان ؛فلان شده من یک”پون قند” آورده ام و فلانی هم یک”پون قند”آورده*
به چه دلیل برای یک”پون قند” او نمی دانید چه کار کنید!
ولی برای یک “پون قند” من هیچ حرمتی قائل نمی باشید؟
*نتیجه سیاسی* :
در انتخابات تو یک “رای” او هم یک “رای” می دهد.
رای تو اصلا دیده نمی شود.
ولی رای او چندین پست ؛ مقام ؛ مدیریت برای خودش و خانواده اش به ارمغان می آورد!
*فرزند ان او با توجه به اینکه از نظر مدرک وتحصیلات در حد واندازه دیگران نمی باشند.*
*همه مذکر ومونث سر کار می روند*
*من وتو* را حتی جواب تلفن مان را هم نمی دهند و باید التماس کنیم تا اجازه دهند که رای دهیم.
*نتیجه اخلاقی* :
یک روستایی یا طایفه ای صد در صد رای می دهند یک سئوال از آنها نمی شود(….. به چند) حتی یک تشکر معمولی هم نمی شود.
-روستا و یا طایفه ای بیست درصد رای می دهند نمایندگان مرتب دنبال حل مشکل فردی و جمعی آنها هستند.
*خانواده ای داریم* که برادر خواهران، بین کاندیدا تقسیم می شود وخیلی پنهان رای
می دهند، ولی در نتیجه، اکثریت دارای پست و مقام و فرزندانشان شاغل می شوند.
آن بیچاره هایی که مرد و مردانه و با تمام وجود آمده اند بعد از انتخابات می شوند. *تند رو* باید از پشت دیوار نظارگر باشند
*ما که خیری از انتخابات جز فحش ندیدیم*
*سر گشته چو پرگار همه عمر دویدیم*
*آخر به همان نقطه که بودیم رسیدیم*
باتمام توان در انتخابات شرکت می کنیم ورای می دهیم اما با ندای قلب خود نه حرف این وآن.
۹۹/۷/۲۳
رحمانی.