ایران و برگ برندهای که دشمن را گیج و مبهوت کرده!
آوای جنوب ایران امروز، روایت زندهای از وحدت و همدلی در دل بحران است؛ همان سلاحی که جزیی از هویت واقعی مردم ایران است و حالا با برهمزدن تمام معادلات دشمن، حسابی آنها را گیج و مبهوت کرده است. این روزها در برابر دشمنی که با توهماتش در حال فریب دنیاست تا به همه بقبولاند
آوای جنوب
ایران امروز، روایت زندهای از وحدت و همدلی در دل بحران است؛ همان سلاحی که جزیی از هویت واقعی مردم ایران است و حالا با برهمزدن تمام معادلات دشمن، حسابی آنها را گیج و مبهوت کرده است.
این روزها در برابر دشمنی که با توهماتش در حال فریب دنیاست تا به همه بقبولاند که ملت ایران برای حضورش آغوش باز کردهاند، اصلیترین سلاح و البته جهاد امروز ما، وحدتی است که بیشتر از همیشه به آن نیاز داریم؛ بنابراین خیلی خوب میدانیم که وقتی برای دلخوریها و جناحبازیها نیست و حالا باید قلبهایمان را به هم گرهزده و دستهایمان را درهم قلاب کنیم تا دشمن بداند که راهی برای نفوذ نیست. این حرفها را آنهایی خوب میفهمند که این روزها و شبها، دوشادوش هم، خیابانها را میدان مبارزه کردهاند؛ آن شهروندانی که ماندهاند تا شهر به دست نااهلان نیفتد؛ و حتی آنهایی که هنوز هم چراغ مغازههایشان زیر بمباران دشمن روشن است تا مبادا سیاهی شب به بهشت آشوبگران تبدیل شود. پس تاریخ فراموش نکند که ایران امروز نهتنها مدیون شهدا و نیروهای مسلح، بلکه مدیون جسارت و وحدت میداندارانی است که هم به شکل فیزیکی و هم معنوی، زمام شهر را در دست گرفتهاند.
و اما در میان تلخی جنگ، شیرینی بعضی اتفاقات حسابی به آدم میچسبد، مثل آنهایی که نشانی از همدلی در خود دارد. در این گزارش نمونههایی را برایتان روایت میکنیم، چون هرکدام میتواند نقشه راه ارزشمندی باشد برای همه آنهایی که وطن برایشان اولویت دارد و باید مسیر وحدت و همدلی را پیدا کنند.
آقای کاسب دم شما گرم که هستی!
دوستی تعریف میکرد، شبهای اول جنگ در اجتماعات شبانه، وقتی به مغازههای محل میرسیدیم، مسئول دسته با دیدن تیپ و قیافه بعضی مغازهدارها، شعار مرگ بر منافق سر میداد اما وقتی مسئول دسته عوض شد، شرایط تغییر کرد. به هر مغازهای میرسیدیم، این بنده خدا، تکتک مغازهدارها را از روی تابلو به اسم صدا میزد و میگفت: «مخلص فلان مغازه و آقای فلان هستیم، دم همهٔ کاسبهای محل گرم که چراغهای محل را روشن نگهداشتن. الهی که خدا به کسب و کارتون برکت بده.» این راوی معتقد بود که کار این مسئول جدید آنچنان تأثیری روی جو محل گذاشت که دیگر همهٔ مغازهدارها از داخل مغازههایشان برای دسته ما، دست تکان میدهند؛ به نشانهٔ تشکر دستشان را روی سینه میگذارند و یا بیرون میآیند و ضمن استقبال، شعار میدهند. خلاصه اینکه باید بدونیم یک کار تمیز و اصولی، بهشدت در جهت وحدت اثرگذار است و در این شرایط همگی باید به این سمت حرکت کنیم.
ماجرای بچههای شریف و گلهای اهدایی
در شرایط امروز، از این نوع همدلیها کم نداریم. نمونه دیگری از این وحدت را میتوان در بین دانشجویان شریف دید. یکی از راویان میگوید: «بچههای شریف در این شبها مثل سایر محلهها، در کوچهپسکوچههای اطراف دانشگاه دسته راه میاندازند و هر شب از مسیرهای مختلف حرکت میکنند تا کل محله را درگیر این جریان کنند. دو مورد از اقدامات بسیار زیبا و پرمفهوم آنها در این مدت بسیار جای تقدیر دارد و میتواند الگویی برای مابقی دستهها باشد.»
این راوی ادامه میدهد: «اول اینکه این گروه فقط شعار نمیدادند و سرودهایی در مورد وطن و ایران از سالار عقیلی، محمد معتمدی و محسن چاووشی پخش میکردند تا هویت ایرانی و غیرتشان نسبت به ایران را به سایر مردم نشان دهند. اقدام دوم اینکه این بچهها در حین حرکت، شاخه گلهایی با یک نوشته کوتاه، بین جمعیت و به طور ویژه ببین مغازهدارها و رهگذرها توزیع میکردند و حتی روی ماشینهای پارک شده در مقابل خانهها میگذاشتند که این اقدام جالب آنها بهپاس تشکر از ماندن مردم در تهران و مقاومتشان در برابر جنگ حق علیه باطل بود. جالب اینکه آنها حتی از پشت بلندگو، مردمی که داخل خانه بودند را دعوت میکردند تا بیرون بیایند و بتوانند برای قدردانی جهت حفظ سنگر شهر، به آنها نیز گلهایی را تقدیم کنند.»
آنچه خواندید فقط قطرهای از دریای همدلی و وحدت مردمی است که امروز از هر طیف و سلیقهای برای وطن، متحد شدهاند و این سلاح قدرتمند را زمین نمیگذارند.
#جنگ #جنگ_رمضان #اسرائیل
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0