سلامت اداری در صنعت نفت؛ پیشنیاز اعتماد و کارآمدی

تحولات اجتماعی معمولاً ناگهانی شکل نمیگیرند؛ آنچه امروز در قالب نارضایتی و اعتراض بروز میکند، حاصل سالها انباشت مطالبات پاسخدادهنشده، شکاف میان وعده و واقعیت و تداوم احساس تبعیض در جامعه است. آوای جنوب، پس از عبور کشور از یک مقطع حساس و پرهزینه و همراهی معنادار مردم در حفظ منافع ملی، انتظار طبیعی افکار
تحولات اجتماعی معمولاً ناگهانی شکل نمیگیرند؛ آنچه امروز در قالب نارضایتی و اعتراض بروز میکند، حاصل سالها انباشت مطالبات پاسخدادهنشده، شکاف میان وعده و واقعیت و تداوم احساس تبعیض در جامعه است.
آوای جنوب، پس از عبور کشور از یک مقطع حساس و پرهزینه و همراهی معنادار مردم در حفظ منافع ملی، انتظار طبیعی افکار عمومی حرکت بهسوی اصلاح رویهها، ترمیم اعتماد و بازنگری در برخی ساختارهای معیوب بود. اما استمرار برخی رفتارها و تصمیمات، این انتظار را به تردید بدل کرده است.
مسئله اصلی مردم، صرفاً کمبود منابع یا دشواریهای اقتصادی نیست؛ جامعه درک میکند که کشور با محدودیت مواجه است. آنچه پذیرش آن دشوار شده، توزیع ناعادلانه فرصتهاست. مطالبه عمومی ساده اما عمیق است: اگر شرایط سخت است، این سختی باید برای همه یکسان باشد؛ نه آنکه گروهی از مسیر روابط، سفارشها و نفوذهای غیرشفاف، از فرصتها و جایگاهها بهرهمند شوند و دیگران در صف انتظار بمانند.
یکی از کانونهای اصلی نارضایتی، انتصابات و جذب نیرو در دستگاههای اجرایی است؛ جایی که شایستهسالاری جای خود را به نگاههای سیاسی، قومی و توصیهمحور میدهد. این روند، نهتنها سرمایه اجتماعی را فرسایش میدهد، بلکه بهطور مستقیم انگیزه نخبگان و نیروهای متخصص را تضعیف میکند. جامعه نمیپذیرد که مدیریت، بهجای تخصص و تجربه، بر پایه نامه و سفارش توزیع شود.
از منظر حکمرانی، اصلاح رفتار بدون اصلاح ساختار، توهمی بیش نیست. تجربههای موفق جهانی نشان داده است که انسانها زمانی درست رفتار میکنند که ساختارها اجازه رفتار نادرست را ندهند. طراحی فرآیندهای شفاف، حذف تصمیمگیریهای سلیقهای و استفاده از سامانههای هوشمند، مهمترین ابزار مقابله با فساد و تبعیض است؛ همان مسیری که میتواند پدیدههایی چون «امضاهای طلایی» را به حاشیه براند.
سلامت اداری تنها یک شعار نیست؛ معیار آن فاصله میان گفتار و عمل است. هرگاه مدیران از عدالت، قانونمداری و شایستهسالاری سخن بگویند اما در عمل خلاف آن رفتار شود، نتیجه چیزی جز بیاعتمادی نخواهد بود؛ بیاعتمادیای که آثار آن فراتر از یک سازمان، به کل جامعه تسری مییابد.
در این میان، صنعت نفت بهعنوان صنعتی راهبردی، تخصصمحور و ستون اقتصاد کشور، حساسیتی دوچندان دارد. این صنعت بیش از هر حوزهای به نیروی انسانی متخصص، اعتماد سازمانی و سلامت تصمیمگیری نیازمند است. تجربه تاریخی صنعت نفت نشان میدهد هر زمان ساختارها منسجم و شفاف بودهاند، بهرهوری و آرامش سازمانی نیز افزایش یافته است.
بیتردید، کارکنان فنی، عملیاتی و ستادی صنعت نفت سرمایههای واقعی این صنعت هستند. بیتوجهی به عدالت در انتصابات و نادیده گرفتن شایستگیها، نهتنها به این سرمایه انسانی آسیب میزند، بلکه در بلندمدت هزینههای سنگینی به بدنه اقتصاد و امنیت انرژی کشور تحمیل خواهد کرد.
بازگشت اعتماد عمومی، از مسیر تصمیمهای شجاعانه، اصلاح ساختارها و فاصله گرفتن از رویههای تبعیضآمیز میگذرد؛ مسیری که اگر جدی گرفته نشود، اعتراض امروز میتواند به بحران فردا تبدیل شود.
لذا با توجه به بیانات حضرت آیتالله خامنهای در دوازدهم بهمن ۱۴۰۴ در خصوص علت دشمنی چهل و چند ساله آمریکا و ایران، که فرمودند: مسئله در دو کلمه خلاصه میشود: آمریکا میخواهد ایران را ببلعد اما ملت ایران و جمهوری اسلامی، مانع هستند؛ و در حقیقت جرم ملت ایران این است که به آمریکا گفته غلط میکنی که بخواهی کشور من را ببلعی.ایشان جاذبههای متعدد ایران همچون نفت، گاز، معادن غنی و موقعیت راهبردی و جغرافیایی را سبب طمعورزی قدرتی متجاوز و زیادهطلب همچون آمریکا دانستند و بیان کردند: آنها در پی تصرف ایران و بازگرداندن تسلط خود بر منابع، نفت، سیاست، امنیت و ارتباطات بینالمللی ایران همچون دوره پهلوی هستند. علت اصلی دشمنی آنها این است و بقیه حرفهای آنها مثل حقوق بشر حرف مفت است.
از این رو انتظارات از مقامات دولتی را در انتصابات دوصدچندان میکند که نگاهشان شایسته سالاری باشد نه سفارش .
برچسب ها :سلامت اداری ، سلامت اداری در صنعت نفت ، صنعت نفت ، نفت
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0