ساعت: ۱۵:۵۱ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۸/۰۴/۲۷ شناسه خبر: 39521

آوای جنوب
خدمت این آقایان چه اصلاح طلب و چه اصولگرا باید گفت: احسنت و تبارک الله از این کارنامه درخشانی که از خودتان برای مردم و این همه جوان تحصیلکرده به جای گذاشتید

آوای جنوب
خدمت این آقایان چه اصلاح طلب و چه اصولگرا باید گفت: احسنت و تبارک الله از این کارنامه درخشانی که از خودتان برای مردم و این همه جوان تحصیلکرده به جای گذاشتید! بهتر از این نمی شد سرمایه فکری و انسانی یک منطقه را نابود کرد که مبادا روزی کسی سر بلند کند.
به گزارش آوای جنوب،سید ابوالحسن حسینی نیک_باید هر چه در توان هست بر سر اصولگرایی و اصلاح طلبی فریاد زد. زیرا عملکرد مدعیان این دو جریان برای مردم و نخبگان کاملاً مشخص و به نوعی وضع موجود دست پخت آنهاست.متاسفانه نخبگان و رسانه ها همچنان بر طبلِ توخالیِ اصولگرایی و اصلاح طلبی می کوبند و این چون گذشته آب در هاون کوبیدن است.

باید گفت:ریه های جناحی و سیاسیِ مریضِ منطقه نسبت به هر زمان دیگر به هوای تازه و پاک سیاسی نیاز دارد. از نظر نگارنده، آنچه در سپهر سیاسی استان در قالب اصولگرایی و اصلاح طلبی معرفی می شود، بیشتر ناشی از منافع قومی، طایفه ای و خانوادگی است تا تز و آنتی تزهای اندیشه ورزانه و به همین جهت اساساً چنین تقابلاتی از جنس اندیشه نیست که منجر به یک سنتز مبتنی بر منافع جمعی مردم استان کهگیلویه و بویر احمد شود.

به عبارت ساده تر آن دسته از تنش‌هایی که شاهد هستیم اصطلاحاً همان دعواهای حیدری و نعمتی قدیمی است تا تضارب آراء و افکار و تاکنون ماحصل چنین دعواهایی هم فقط فرصت سوزی و نخبه کشی بوده است.

خوشبختانه مردم این مهم را متوجه شده اند که اصولگرایی و اصلاح طلبی دیگر فایده بخش نیست، چون هر دو جناح دچار تمامیت خواهی شده اند و به همین خاطر بهترین زمان ممکن برای (رهایی از چنین بن بست جناحی) ایجاد یک جریان یا گفتمان جدید، آن هم با محتوای مبارزه با فساد فراجناحی و پالایش آن، گردش نخبگان، شایسته سالاری و چینش سرمایه انسانی موثر در وزارتخانه ها و سازمان های مهم در همین دور از انتخابات است. در غیر اینصورت؛ اولاً، مشکل توسعه همه جانبه به خصوص اشتغال جوانان این دیار، حل نخواهد شد. دوماً، شکستن این دور باطل مدیریتیِ پدر سالارانه و پیر، محال است.

چینش نیروی انسانی موثرِ حوزه انتخابیه باشت و گچساران در وزارتخانه ها و سازمان های مهم (که تاکنون اتفاق نیفتاده) به عنوان یک “مطالبه عمومی” از طرف نخبگان و توده مردم در چارچوب گفتمانی جدید اما با رویکردی میدانی (عملگرا)، فرا قومی – جناحی”و به دور از هر گونه هیجانات رسانه ای به صورت هوشمندانه و یک صدا در انتخابات پیش رو، قطعاً مطرح خواهد شد. چون برای مردم این دو شهرستان به خصوص نخبگانش به تجربه ثابت شده در صورت چند صدایی، آش همان آش وکاسه همان کاسه خواهند بود.

به اعتقاد نگارنده با شکل گیری چنین گفتمانی باید فردی در رأس آن قرار گیرد که اتفاقاً بر خلاف نظر خیلی از سیاسیون، گرایش قومی و جناحی در آن کم رنگ و توانایی فردیش به لحاظ علمی و اجرایی (عملی) برای تامین منافع جمعی پر رنگتر باشد، که البته تعداد چنین افراد شایسته ای در حوزه انتخابیه باشت و گچساران هم کم نیستند. (در مقاله ای جداگانه به آن پرداخته خواهد شد). به هر حال بهتر بود چنین خلائی را حداقل یک دهه پیش پر می کردند و خیلی هم دیر شده است. اما چاره ای نیست، استارت آن باید از جایی زده شود.

شاید برای خیلی از افراد سوال باشد و حتی تعجب کنند که چرا نگارنده با توجه به ادعا و شناختی که به نحوه رأی دهی مردم این منطقه دارد، پیشنهاد اجماع بر فردی که از پشتوانه قومی و جناحی برخوردار نیست، می دهد ؟.جواب کاملاً مشخص است چون در ادوار گذشته انتخابات این حوزه انتخابیه به کرار ثابت شده کسانی بودند که علی رغم داشتن پشتوانه قومی و جناحی اما به خاطر نداشتن توانایی فردی و اجرایی، چه با راهیابی یا عدم راهیابی به مجلس، موفق نبودند پس تکرار این مکررات، برابر با یک خودکشیِ سیاسیِ دیگری است.

به عنوان مثال، ماندگاری آقایان بهرام تاجگردون، سید محمد موحد، سید باقر موسوی و مرحوم نبی زاده در اذهان عمومی استان بیشتر به خاطر توانایی فردییشان می باشد تا جناحی و قومی.

از نظر موافقین، مخالفین و منتقدین در توانایی فردی آقای غلام رضا تاجگردون شکی نیست. و این را نگارنده در مقاله ای تحت عنوان “صریح و بی پرده با آقای تاجگردون” با توجه به بضاعت علمی خود، تأیید نمود. در آن مقاله نگاشته شد که قریب به اتفاق مردم موافقند که ایشان در حوزه چانه زنی در خصوص تخصیص اعتبار برای پروژه ها تلاش فراوان کردند، اما این یک بال است. بال دیگر، کادرسازی در سطح کلان و همچنین اشتغال زایی است. عملکرد این بزرگوار نباید مثل آقا محسن بلکه همانند آقای نوبخت برای دیارش باشد. چون با توجه به آن طناب کشی قدرت بین گروههای سیاسی در مجلس، رئیس کمیسیون برنامه و بودجه یک فرصت است.

ای که دستت می رسد کاری بکن، شاید که فردا از کف رفت.همچنین گفته شد، اصلاً چه اشکالی دارد که این حوزه انتخابیه، چندین نفر مثل ایشان در سطح کلان داشته باشد؟ به همان اندازه ای که در کوتاه مدت می تواند مفید باشد اگر این مهم را به جد پیگیری نکند، می تواند در آینده “چشم اسفندیارش” و به یک “تهدید جدی” برای توسعه همه جانبه حوزه انتخابیه باشت وگچساران تبدیل شود و واقعاً هم بدین گونه است. (با انتخاب چنین استراتژی ایشان در کوتاه مدت فرصت اما در بلند مدت تهدید).

درست است این حوزه انتخابیه بنا به دلایل متعددی نسبت به دو حوزه انتخابیه کهگیلویه بزرگ و بویراحمد دچار فقر سرمایه انسانی موثر (به لحاظ کمی و کیفی) در وزارتخانه ها می باشد. اما حرف نگارنده با اهل رسانه، مردم و به خصوص نخبگان منطقه این است اگر قرار بر این باشد فردی که در رأس این گفتمان یا نهایتاً اجماع بر آن صورت می گیرد، از پشتوانه قومی و جناحی خوبی برخوردار باشد، اما به لحاظ توانایی فردی و اجرایی ضعیف بوده و نتواند با توجه به عملکرد خود از محتوای گفتمان مورد نظر دفاع کند، پس همان بهتر و حتی سنگین تر است که به عنوان نماینده مردم این حوزه انتخابیه وارد مجلس نشود یا به قولی هرگز “جَر بی آقا” نکنید.

چون قریب به اتفاق آقایانی که اعلام آمادگی و فعالیت انتخاباتی خود را شروع کردند شاید از ظرفیت قومی و جناحی خوبی برخوردار باشند، اما حقیقتاً به لحاظ توانایی فردی، اجرایی و هوش سیاسی در حد یک نماینده مجلس نیستند و به نوعی دچار توهم شده اند. و مطمئناً نمی توانند خلاء همین آقای تاجگردون را پر کنند و در خوشبینانه ترین حالت برای یک دوره نماینده مجلس خواهند بود و این گفتمان در همان ابتدای راه هنوز زاده نشده می میرد و برای همیشه شکست خواهد خورد.

جان کلام، متاسفانه قصه تلخ اصولگرایی و اصلاح طلبی برای توسعه نیروی انسانی منطقه هرورقش دفتری است. از یک طرف زخم ایدئولوژی زدگی و پیش افتادن شعار بر شعور در این دیار سابقه ای دیرینه دارد و از طرفی دیگر “نگاه حذفی” آقایان (چه اصلاح طلب و چه اصولگرا) به انحاء مختلفی از اوایل انقلاب تا به امروز در حوزه انتخابیه باشت و گچساران به نحو احسن کار خودش را کرده است.

به گونه ای که وقتی پشت تریبون قرار می گیرند به جای اینکه نگاهی به آن همه سرمایه انسانیِ ارزشمندِ دو حوزه انتخابیه کهگیلویه بزرگ و بویراحمد در وزارتخانه ها بیندازند، به عملکرد گذشته خودشان افتخار (مهر تایید می زنند) و به نوعی با طعنه توانایی نخبگان امروز این منطقه را به چالش می کشند.

در جواب این آقایان چه اصلاح طلب و چه اصولگرا باید گفت: احسنت و تبارک الله از این کارنامه درخشانی که از خودتان برای مردم و این همه جوان تحصیلکرده به جای گذاشتید! بهتر از این نمی شد سرمایه فکری و انسانی یک منطقه را نابود کرد که مبادا روزی کسی سر بلند کند. و خدمت این آقایان هم گفته شود؛ به یاری خداوند و همت بلند مردم و این همه نخبه تحصیل کرده روزی برای همیشه دیوار بلند اما سست تَر از تار عنکبوتِ این نگاه حذفی، شکسته خواهد شد. و آن روز، امروز است. چون جوانان آگاه این منطقه در طول تاریخ به خصوص در روز قیام خونین ۱۹ آبان ۱۳۵۷ ثابت کردند، که هیچ موقع “بَره نَر و کِلَه نیخوسه”.

هر که آمد بار خود را بست و رفت

ما همان بد بخت و خوار و بی نصیب

ز آن چه حاصل، جز دروغ و جز دروغ؟
زین چه حاصل، جز فریب و جز فریب ؟

باز می گویند : فردای دگر
صبر کن تا دیگری پیدا شود

کاوه ای پیدا نخواهد شد، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده