ساعت: ۱۱:۲۶ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۷/۱۰/۱۵ شناسه خبر: 38377

فرخنده آبست دختر جوان روستایی برای بازگشت سلامتی دست و پای معلولش نیازمند همت همنوعان خیراندیش است.

آوای جنوب
فرخنده آبست دختر جوان روستایی برای بازگشت سلامتی دست و پای معلولش نیازمند همت همنوعان خیراندیش است.

 کهگیلویه/طیبه‌سادات سعادتی‌نیک/همسفر با کاروان‌های سلامت جمعیت هلال‌احمر هر جا رفتم شاهد اشک اندوه دیگران بودم و خوشایند نبود اما در دل این محرومیت‌ها بارها سوژه‌هایی پیش آمد که انعکاس آن‌ها و فراخوان کمک اشک شوق به همراه داشت و این لذت‌ بخش‌ترین حسی بود که توانستم تجربه کنم.

این بار در سفر به روستای «کلاب» از توابع چاروسا دختر جوانی در مسجد توجهم را به خود جلب کرد که قلم از بازتاب پریشانی درد این دختر نا توان شد و لنز دوربین نتوانست به عمق آرزویش پی ببرد.

هیچ واژه‌ای نمی‌تواند به تلخی قطره اشکی باشد که آرام از گوشه چشمش چکید و برای روزهای سردش آه حسرت کشید.

دردش فقط درد معلولیت نبود خانواده‌ای ۹ نفره در خانه‌ای متروکه با دیوارهای ترک خورده و سقفی چوبی که سرنوشت تلخش از سقف همین خانه رقم خورد.

از مدرسه برگشته بود نگاهش به سقف افتاد و مار بزرگی که روی چوب‌های سقف چمبره زده بود جوانی‌اش را گرفت و زمینگیرش کرد.

ترس تمام وجودش را فرا گرفت با تمام توان حضور مار در خانه را به گوش بقیه رساند و بر زمین نشست کسی حرفش را باور نکرد. می‌گوید «مرا به لوس بودن و ترسو محکوم کردند» چیزی نگذشت که مار دوباره آشکار و با هر زحمتی بود کشته شد اما دیگر رمقی برای فرخنده نماند و دست و پایش از حرکت ایستاد.ترسی که باعث معلولیت دست و پایش شد.

این اتفاق زمانی افتاد که فرخنده مشغول امتحانات پایانی دبیرستان بود پس از آن قید مدرسه را زد و گرفتار مراحل دوا و درمان شد.سفرهای تهران و جنگیدن با معلولیت ناخواسته‌ همه زندگی‌اش شد.

مادرش می‌گفت درد معلولیت دخترم از یک طرف رنج نداری از طرف دیگر و بچه‌های قد و نیم قدی که دانش‌آموز بودند و شوهری که او هم از ناحیه دست معلول است.همه اینها شرایط زندگی این خانواده را محنت‌بار کرده است.

این مادر رنج کشیده در حالی که با بغض از شرح زندگی فلاکت‌بارش می‌گفت چشم‌هایش خیس اشک شد و نتوانست ادامه دهد.

دست و پای این دختر جوان در ابتدا کاملا فلج شده بود و هیچ حرکتی نداشت با طی شدن مراحل کار درمانی و فیزیوتراپی حالا گرچه تعادل ندارد اما توان ایستادن روی پا دارد و می‌گوید دستم نسبت به روز اول خیلی بهتر شده است.

او مراحل درمانش را موفقیت آمیز می‌داند و می‌گوید اگر بقیه مراحل را هم طی کنم قطعا به بهبودی کامل خواهم رسید.حداقل ۱۵ میلیون تومان برای ادامه درمان نیاز دارم.

دختر جوان آخرین باری که برای کار درمان به تهران رفت دو ماه پیش بود برایش ام.آر.آی نوشت اما حالا دو هفته از نوبت بعدی او می‌گذرد فقر مالی اجازه ادامه درمان به او نداد.

فرخنده جوان اکنون برای ادامه درمان و معالجه که قطعا منجر به بهبودی کامل وی خواهد شد نیازمند کمک‌های شما مردم نوعدوست است؛ با قلب مهربان و دستان سخاوتمندتان در تغییر سرنوشت این جوان سهیم شوید.

جهت مشارکت در این امر خداپسندانه کمک‌های خود را به شماره کارت رفاه ۵۸۹۴۶۳۱۵۲۵۸۴۱۷۰۶ به نام «فرخنده آبست» واریز کنید.

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده