ساعت: ۰۸:۳۹ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۶/۰۹/۲۸ شناسه خبر: 34385

آوای جنوب از جشن تولدی با رنگ و بوی سرطان گزارش می‌دهد.

آوای جنوب
آوای جنوب از جشن تولدی با رنگ و بوی سرطان گزارش می‌دهد.

این روزها که به فکر گران شدن کالاهای اساسی روزمره زندگی خود مانند لبنیات، نان، هستیم  به یک‌باره به جشنی دعوت می‌شوی که همه افکارت را به هم می‌ریزد.

افرادی در آن جشن حضور دارند که سالهاست در حال مبارزه هستند و چه زیباست با آن همه درد و جثه ضعیف و نحیف خود اما خنده بر لب دارند و با طلوع هر صبح دوباره زندگی را آغاز می‌کنند.

کودکانی در این جشن حضور داشتند که جمله من می‌توانم را با عمل به اثبات رسانده‌اند آری آنها کودکان سرطانی و بیماری‌های خاص هستند.

متاسفانه بیماری سرطان در چند سال اخیر در کشور ما رو به رشد است و از میان ۱۰۰ در صد افراد جامعه ۱۸ تا ۲۰ درصد آنها به سرطان مبتلا خواهند شد و این آمار به دلایل مختلفی در کشور ما رو به افزایش است که در این بین استان کهگیلویه و بویراحمد نیز از این آمار مستثنی نیست.

 هنوز در جامعه ما و به خصوص در روستاها و شهرهای کوچک این بیماری را برای اطرافیان پنهان می‌کنند و آن را مثل پدیده‌ای بسیار شوم و زشت قلمداد می‌کنند و می‌ترسند آن را عنوان کنند که بیمار یا مریضشان با بیماری سرطان روبرو است و این نوع نگاه موجب می‌شود که اطلاع‌رسانی صورت نگیرد و بیمار هم از تجربیات دیگران محروم بماند.

گفتنی است، حداقل  در این دو دهه اخیر افراد مبتلا به سرطان افزایش یافته و این بیماری موجب شده که مرگ و میر در جامعه افزایش پیدا کند.

بر این اساس شهرستان گچساران در شب گذشته به همت موسسه نیکوی کاری زینب کبری جشن تولد ۱۵ بیمار سرطانی و خاص را برگزار کرد.

در این جشن کودکان به همراه والدین و خیرین نیکوکار  برای شرکت در این جشن به کافه گرندلوکس گچساران آمده بودند.

در میان این بیماران نگاهم به دختری معطوف می‌شود که چهره زرد رنگ و پریده خود نشان از بیماری سختی می‌دهد.

آری این کودک  که شب گذشته تولدش بود ۱۰ ساله شده اما به دلیل بیماری سرطانی همچون یک کودک پنج ساله کوچک مانده است.

عظیمه دختری که هم اکنون ۱۰ ساله شده ساکن بافت فرسوده دوگنبدان  پدرش درگذشته و مادر سرپرست این دختر است.

جثه کوچک عظیمه در میان جمعیت نشان از شیمی درمانی  می‌دهد، آن کودک بر اثر تومور مغزی از تحصیل جا ماندهو بر اثر این بیماری یک دست و یک پا این کودک فلج شده است.

به سراغ مادر عظیمه شورانگیز می‌روم از حال  از او می‌پرسم چه وقت متوجه شدید که دخترتان به این بیماری مبتلا شده است، مادر عظیمه می‌گوید: عظیمه در سن پنج سالگی در حالی که در کوچه با بچه‌ها بازی می‌کرد یک دفعه به زمین می‌خورد و به کما می‌رود در این هنگام به بیمارستان مراجعه می‌کنیم و طی آزمایشات انجام گرفته متوجه می‌شویم که یک تومور مغزی بدخیم  در سر این کودک جا خوش کرده است.

مادر عظیمه ادامه می‌دهد: پنج سال است که دخترم با این بیماری دست و پنجه نرم می‌کند و علم جراحی را انجام داده و هم اکنون در حال گذراندن شیمی درمانی است.

این مادر که خود سرپرستی عظیمه را بر عهده دارد، افزود: بر اثر تومور مغزی بدخیم دخترم یک دست و پا آن فلج شده است.

از او سوال می‌کنم با تغییر طرح تحول سلامت در این چند سال اخیر آیا از طریق دولت به شما کمکی انجام گرفته است: این مادر در جواب سوال من  اذعان کرد، در زمینه شیمی درمانی دخترم از سوی کمیته امداد کمک می‌شود اما این کمک‌ها آن چنان زیاد نیست که بتوانیم مداوا را انجام بدهیم.

 این مادر که خود جثه ضعیف و نحیفی دارد  این جثه حکایت از سختی‌های فراوانی می‌دهد می‌پرسم، ماهانه چه میزان هزینه‌ای صرف درمان این کودک می‌شود، مادر عظیمه می‌گوید، ماهی بیش از ۶۰۰ هزار تومان  هزینه می‌شود و می‌گوید حال و روز من نشان از وضعیت بد اقتصادی خانواده‌ام می‌دهد.

 در این بین به سراغ  دختر دیگری می‌روم که او نیز دارای قند خون شدید است، آری شیوا اکرمی ۸ ساله که با بیماری قند خون شدید دست و پنجه نرم می‌کند.

از والدین این کودک می‌پرسم که چه شده این دختر نازنین به این بیماری مبتلا شده است، مادر شیوا در جواب اظهار کرد: شیوا ۳ سال است که درگیر این بیماری است آنقدر قند خون این دختر بالا است که حتی برای چکاپ دندان  به داندنپزشکی نمی‌تواند مراجعه کند.

خانواده شیوا نیز در محلات بافت فرسوده دوگنبدان زندگی می‌کند و پدر شیوا کارگر فصلی است و از نظر مادی در وضعیت ضعیفی قرار دارند.

باز هم چشمانم به کودکانی خیره می‌شوند که در این میان با صورتی زرد و چشمانی گود رفته چنان شادی می‌کنند که گویی هیچ دردی ندارند.

ملیکا بنددانی دختر ۱۳ ساله این شهرستان، ملیکا دارای بیماری کلیه و مثانه است و از بدو تولد با این  بیماری روبرو بود.

حال و روز ملیکا را از خانواده او جویا می‌شوم، والدین ملیکا در این گفت‌وگو بیان می‌کنند: تا کنون ۱۶ عمل سنگین بر روی دختر ایشان انجام گرفته است که در آخرین عمل از روده بزرگ این نوجوان برای انجام عمل پیوند به مثانه گرفته شده است که این عمل تا کنون موفق آمیز نبوده است.

والدین ملکیا می‌افزایند: با انجام ۱۶ عمل که به نتیجه نرسیده‌اند  در حال حاضر برای تخلیه ادرار  همیشه یک کیسه به آن وصل است و با این بیماری تا آخر عمر باید دست و پنجه نرم کند.

 در ادامه  گزارش به سراغ والدین محمد رضا جاوید می‌روم، کودک ۸ ساله‌ای که بر اثر سهل‌انگاری  پزشکی و تشخیص نادرست دوبار به زیر تیغ جراحی می‌ورد.

مادر محمد رضا در پاسخ به سوال می‌گوید: یک روز محمد رضا دل درد شدیدی گرفت که سریعا به بیمارستان مراجعه کردیم.

وی ادامه می‌دهد، با آزمایشات و تشخیص پزشکان برای عمل جراحی آپاندیس محمد رضا را راهی اتاق عمل می‌کنند اما بعد از گذشت ۲۴ ساعت دل درد این کودک خوب نشد.

مادر محمد رضا اذعان کرد:  در حالی محمد رضا راهی اتاق عمل شده بود و تشخیص داده بودند که او آپاندیس دارد که اکنون بعد از گذشت ۲۴ ساعت مشخص می‌شود کودک من دچار بیماری پیچش شدید روده بوده است.

مادر محمد‌رضا می‌افزاید، متاسفانه به دلیل شرایط مالی با مشکلات  عدیده‌ای روبرو شدیم و در این بین دستمان خالی و پدر محمد رضا کارگر فصلی است که چند ماهی بیشتر سرکار نیست.

در این  میان جوانانی هستند که دارای مدارک تحصیلی عالیه هستند اما به دلیل بیماری نمی‌توانند در جایی مشغول شوند.

جوانی ۳۵ ساله را مشاهده می‌کنم که دچار تومور مغزی است و این روزها با این بیماری در حال مبارزه است.

پدر این جوان کارگر شهرداری است و پدر این جوان از پس مخرج درمان فرزند خود برنمی‌آید.

این پدر که خود رفتگر شهرداری است از شهرداری تقاضا دارد که اضافه کاری خود را که به مدت ۶ سال است پرداخت کند تا بتواند برای درمان فرزند خود کاری کند.

 این روزها که بیماری سینه در میان خانم‌ها شایع است، خانم‌های این شهرستان از این بیماری مستثنی نیستند.

معصومه رودشتی، خانم ۳۵ ساله‌ای که با بیماری سرطان سینه  دست و پنجه نرم می‌کند.

وی می‌گوید، قریب بر یک سال است که متوجه شدم به سرطان سینه مبتلا شده‌ام.

 از وضعیت مالی او سوال می‌کنم، در جواب می‌گوید، همسرم کارگر فصلی است و درآمد چندانی ندارد که بتواند از عهده مخارج بیماری من برآید.

وی ادامه می‌دهد، تاکنون از سوی دولت کمکی به من نشده است و ماهانه برای درمان قریب بر ۷۰۰ هزار تومان هزینه می‌شود که درآمد همسرم دیگر جوابگو نیست.

رودشتی ادامه می‌دهد، برای درمان و انجام پرتو نگاری به شیراز مراجعه کردم و برای اقامت ۶۰ در شیراز ۴۸۰ هزار تومان کرایه خانه پرداخت کردم که دیگر برای مداوا همسرم قادر به پرداخت اجاره خانه نبود و به گچساران برگشتیم.

آری در این جمع کودکانی همچون هاشمی نوجوان ۱۵ ساله دارای سرطان خون، امیر علی آرخلو پسر ۳ ساله گچسارانی که به بیماری تشنج و بیماری متابولیک گرفتار است.

 به گزارش فارس، شب گذشته  جشن تولد یلدایی عظیمه شور انگیز و ۱۵ کودک سرطانی و بیماری های خاص به همت موسسه نیکوکاری زینب کبری  برگزار شد.

 در این جشن با همت خیرین که برگزار شد، هدایایی نیز به این بیماران تقدیم و حامیانی نیز برای آنها جذب شد.

===============

گزارش از سمیرا نصاری

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده