ساعت: ۰۹:۵۶ منتشر شده در مورخ: ۱۳۹۶/۰۹/۲۰ شناسه خبر: 34344

هر چند که در علم روابط عمومی و رسانه می خوانیم قلم و تصویر هر کدام قادرند برای مخاطب، وضعیتی را ترسیم کنند که گویی خود در آن جا حضور داشته اند. اما باید اعتراف کرد اینجا نه قلم ها و نه دوربین ها قادر نیستند، رشادت هایی را توصیف کنند که هر روز در جدال با آتش مهیب چاه ۱۴۷ رقم می خورد.

هر چند که در علم روابط عمومی و رسانه می خوانیم قلم و تصویر هر کدام قادرند برای مخاطب، وضعیتی را ترسیم کنند که گویی خود در آن جا حضور داشته اند. اما باید اعتراف کرد اینجا نه قلم ها و نه دوربین ها قادر نیستند، رشادت هایی را توصیف کنند که هر روز در جدال با آتش مهیب چاه ۱۴۷ رقم می خورد.

اینجا صحنه ای است که نقش آفرینانش، فراموش کرده اند و چه بسا از اول واقف نبوده اند، که هر یک قهرمانی تمام عیارند .

اینجا رگ سفید است؛ آتش زبانه می کشد و دما از مرز ۱۰۰۰ می گذرد و فشار دهانه چاه از ۲۴۰۰ عبور می کند.

آری اینجا رگ سفید است جایی که داعیه داران صنعت حفاری در قبل از انقلاب، نتوانستند دو چاهی را که در این منطقه فوران کرده بود، مهار کنند . آری آمریکایی ها را می گویم .

با بررسی تاریخچه حفاری در میدان رگ سفید در می یابیم که در سال ۱۹۶۶ و در ادامه در ۲۰ اکتبر ۱۹۷۵ دو دکل شرکت آمریکایی RMB در حین حفاری دچار فوران شده و طعمه آتش می شوند‌ و متخصصان در هر دو حادثه، به دلیل فشار بالا موفق به مهار از بالا نشدند. و بناچار مجبور به حفر چاه انحرافی و کنترل از عمق شدند.

آری این روزها آتش رگ سفید را نه قلم و نه تصویر نمی توانند بازگو کند .

قلم باز می ایستد و تصویر در می ماند که اینان کیستند که اینگونه به مصاف آتش می روند.

شدت  حرارتش از دوردست می سوزاند و آنان که تجربه مهار چاههای مختلف را دارند، اذعان می کنند رگ سفید با دیگر چاههایی که مهار شده، متفاوت است.

اما این مردان مصمم به فتح چاه از سطح اند و اراده ای آمیخته با رنگ و بوی عشق در کار است تا یک بار دیگر لوای عزت و اعتلای وطن برافراخته شود و طنین ما می توانیم در کوهساران جنوب بپیچد. به این مردان خداقوت بگویید و یقین داشته باشید که دست از تلاش بر نمی دارند. مصمم اند آنگونه که اگر لازم باشد رود زهره را که سهل است شعبه ای از آبی آسمانگون خلیج فارس را در دهانه آتش زای رگ سفید ۱۴۷ فرو خواهند ریخت و گنجینه زمین را از چنگال اژدها رها خواهند ساخت.

اینجا وقتی در کنارشان قرار می گیری نمی دانی از کدام یک قلم بزنی که دیگری را از قلم نیندازی.

از سید جوانی بگوئیم که راننده اتی واگن است و همراه بابا احمدی به دل آتش می زند تا استینگر را در دهانه هایدریل بگذارند یا از صفی خانی و شهباز صفری و بچه های ایمنی گچساران و آغاجاری و اهواز قلم بزنیم که گویی سالها ست در کنار هم کار کرده اند و اینروزها وظیفه خطیر خنک کردن آتی واگن و بچه های خط مقدم را دارند .

کدام قلمی است که بتواند اینروزها از رگ سفید حکایت کند و در برابر تلاش و مجاهدت این مردان سر تعظیم فرود نیاورد.

نمی دانی از مسعود حیدری و مهران مکوندی و حقیقی و سپهری ودریس و لرکی قلم بزنی یا مراد کمالی که نگران راننده های بلدوزرها و آتی واگن، مدام در حال رفت و آمد است.

آری قلم نمی تواند از نیروهای جوانی بگوید که عاشقانه به میدان رگ سفید آمده اند و امروز امیدوارتر از دیروزشان آماده می شوند تا فردا دوباره به مصاف اتش رگ سفید بروند .

و چه زیباست مهندس عالی پور به عنوان رئیس ستاد مهار چاه، پس از هر بار عملیات، تا کسب اطمینان از خروج آخرین نیرو از عرصه آتش، در میدان می ماند و به فرماندهان و نیروهای نفت و حفاری خداقوت می گوید، بی آنکه بشود اثری از خستگی را در چهره اش مشاهده کرد او تا همین جای کار هم ثابت کرد که مرد روزهای دشوار است.

ما برای آن که ایران گوهری تابان شود

رنج دوران برده ایم…

علی مراد کاظم پور

خبرنگار اعزامی روابط عمومی مناطق نفت خیز جنوب

 

لینک کوتاه:
نظرات
  1. یدالله گفت:

    هرچه او هموار باشد با زمین تیرها راکی هدف گردد ببین