بشنوید که این صدای گنجشک ها نیست که پایان تبعیض و بی عدالتی را میخواهند، این بغض شرافتمندانه مردم صبور و صادقی است که بنام توسعه ، چرخهای تنومند غارت و سوء استفاده را بر بدن نحیف خود ملاحظه می کنند، این همان بدنهایی هستند که هنوز جای شلاق مباشران و مأموران خان خود را با خود همراه دارند، همان

به گزارش آوای جنوب از گچساران یدالله مرادی از فعالین سیاسی در یادداشتی که به این پایگاه خبری ارسال کرده است خطاب به تاجگردون آورده است؛
بسمه تعالی
شعار زیبا با محتوای جعلی
کدام توسعه ؟
اخیرأ آقای تاجگردون نماینده محترم در متینگ های انتخاباتی اش بر کلمه توسعه آنهم به صورت انحصاری تاکید دارند( البته بعد از کاربرد الفاظ میرشکار و برنو و شمشیر که اینها خود نمادی از عصر فئودالیسم می باشند و با لفظ توسعه و پیشرفت سنخیتی ندارند) ، به خصوص در جمع معدودی از هم ولایتی های اینجانب (آنهم در شهر و نه در روستا) طوری از این ادبیات استفاده نموده اند که شاید فکر شود این روستا گلستان توسعه جعلی و خیالی و شعاری آن جناب قرار گرفته است ابتدا محض اطلاع عموم عرض نمایم که :
تنها روستایی که هنوز نه خانه بهداشت را تجربه کرده و نه پزشکی را ملاحظه !
تنها روستایی که از ۲۴ شبکه تلویزیونی فقط سه شبکه را دریافت می نماید آنهم بسیار ضعیف
تنها روستایی که برای نمونه یک مورد سرمایه گذاری در هیچ موضوعی در آن دیده نمی شود (حتی دامداری یا مرغداری و یا…)
تنها روستایی که آنتن تلفن های همراه در خواب بسر می برند
روستایی که نه زمین ورزشی دارد ، نه آب تصفیه و بهداشتی(آبی از چشمه ی که یادگار لوله کشی جهاد سازندگی می باشد) و نه پاسگاه محیط زیست و…
روستایی با لشکر جوانان بیکار و حتی نداشتن کشاورزی مرسوم و ساده و سنتی ؟!
بعد از چهل سال و بدنبال سالها پیگیری از گاز برخوردار شده در حالیکه به اندازه فیشهای سالانه تحمل منت و تحقیر را هم چشیدند و تازه قرار است سنگ فرشی ببینند و طرح هادی را هم جشن از نوع خیابان بلادیان را برایش برپا دارند.
با این مقدمه میخواهم به آقای نماینده محترم که با روح و منش منولوگی (یک طرفه) شعار میدهد و در طی چند سال اخیر یک دعوت مناظره ای را هم نپذیرفته ، به صورت مقدماتی و در مقام معلم ابتدایی عرض نمایم که برادر عزیز توسعه فرایندی همه جانبه ، وسیع و گسترده است که بعد از انقلاب فرهنگی اجتماعی اروپا (رنسانس) و به دنبال آن انقلاب صنعتی امواج شتابانش در کشورهای غربی آغاز گردید و تمام ارکان جامعه و ابعاد اجتماع را فرا گرفت. صرف اینکه جاده ای آسفالت شود (آنهم با کیفیت پایین) نه تنها لفظ توسعه بر آن حاصل نمی شود که حتی در صورت عدم شرایط مناسب و زیر ساخت فکری و فرهنگی میتواند با آسیب به بستر طبیعت خود ضدتوسعه قرار گیرد ! زیرا امروزه در بحث توسعه پایدار اولین گام عدم تکرار اشتباهات گذشته بشری و برخورداری از توسعه همه جانبه و متوازن است که بواسطه پیامدهای منفی محیط زیستی حاصل شده است.
فکر میکردم در طول مدیریت برنامه و بودجه با مفاهیم کلاسیک توسعه و شاخص های آن آشنا شده باشید ، چون با افزایش سطح دانش و فهم بشر کیفیت و وضعیت زندگی او همواره در حال ترقی و بهبود بوده و حرکت در عصر کنونی که مشهور به عصر ذرات باردار و یا انفجار اطلاعات است به خوبی در دسترس مدیران جامعه قرار گرفته و سبب شکوفایی ملتهای بسیار و از جمله ایران در حد مناسبی گردیده است ، ضمن اینکه توسعه را حتی اگر همان رشد اقتصادی بدانیم (کمی) که با افزایش تولید ناخالص ملی یا تولید ناخالص داخلی همراه است. جنابعالی به عنوان یک معمار اقتصادی بفرمایید : افزایش به کارگیری نهاده ها یا افزایش سرمایه یا نیروی کار و یا افزایش کارایی اقتصاد کجا صورت گرفته ؟ در کدام برنامه ۸ ساله شما افزایش بهره وری عوامل تولید بعمل آمده ؟ در کدام بخش و یا برنامه و شهر افزایش ظرفیت های تولیدی اعم از فیزیکی ، انسانی و یا اجتماعی حاصل شده که بتوان عنوان توسعه اقتصادی را بر آن بار کرد ؟! برادر نماینده ، چرا بجای ارائه عملکرد مصداقی و روند توسعه یافتگی با ادبیاتی غرور آمیز و تحکمی و انحصاری و کلی با مفاهیم علمی بازی لغوی می نمائی؟
قطعأ اگر به جزوه درسی دانشگاه شهید بهشتی در زمان دانشجویی تان دسترسی دارید میتوانید ملاحظه فرمایید که توسعه امری فراگیر و همه جانبه در جامعه می باشد که دارای بخشهای انسانی ، اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، جهانی و پایدار می باشد و اگر جمهوری اسلامی و دستگاههای اداری آن جاده ای برای روستایی ، لوله ی آبی برای مردمی ، گازی برای عده ای و … انجام داده اند فی نفسه هم توسعه نمی باشد و هم وظیفه ذاتی آنها بوده و هم در چارچوب وظیفه نماینده و نمایندگی در مجلس طبق قانون اساسی نمی باشد و همین هم خود خلط مبحث برای انحراف بر ناکارآمدیتان در تنظیم و تبیین و وضع قوانین است و نظارت بر عملکرد دستگاهها می باشد.
محض اطلاع جنابعالی و بر اساس همان جزوه دانشگاهی بدانید که توسعه پایدار امروزه در جهان دارای ارزش و توجه است تا توسعه متوازن را براساس فرایندی که آینده ای مطلوب برای جامعه شکل دهد ، مدنظر داشته باشد ، توسعه ای که در آن شرایط زندگی و استفاده از همه منابع را بدون آسیب زدن به یکپارچگی ، زیبایی و ثبات حیات انسانی بدنبال آورد. در این توسعه است که تلاش میشود تا از تخریب سامانه های زیستی ، منابع طبیعی جلوگیری و بی عدالتی و رشد بی رویه جمعیت را کنترل نمایند.جنابعالی که اینهمه لفظ توسعه را مصادره مینمائید بفرمائید کدام مسیر عدالت آوری را برای اصلاح روند نامطلوب اقتصادی انجام داده ای؟ تبعیض، تحقیر،رانت و معامله گری در کجای فرایند توسعه معنا و مفهوم پیدا می کند؟ کدام یک از مظاهر توسعه با روند ۸ساله جنابعالی قابل تعریف است؟ سالهاست که جنابعالی از عنوان عریض و طویل ریاست کمیسیون بودجه و کمیسیون تلفیق برخوردار شده اید، بیان دارید که در جهت توسعه پایدار در دو شهرستان گچساران و باشت کدام کارکرد را میتوانید اعلام دارید؟ ازیاد ثروت در جامعه (غیر از برخورداریهای خانوادگی) رابرشمارید؟ ورود سرمایه گذاری اعم از داخلی و خارجی را اعلام نمائید ؟(البته در یک شوی تبلیغاتی عوامل شرکت پتروامید آسیا را با امکانات دولتی به گچساران آوردید که بعدا معلوم شد خودتان هم سهامدارید و هم هیأت مدیره و هیأت موسس و…) سطح پایین زندگی عمومی و سطح پایین بهره وری و عدم توزیع عادلانه ثروت با کدامیک از معیارها و شاخصه های توسعه که مدعی اجرای آن هستید وجود دارد؟
قطعا خوانده اید که توسعه یافتگی با شاخص هایی چون تولید ناخالص ملی،درامدملی یا سرانه، توزیع درآمد، نرخ رشد جمعیت، نرخ باسوادی و بی سوادی، وسعت فقر و ثروت، نرخ اشتغال و بیکاری، و …محاسبه می گردد، چه برآورد رشد اقتصادی که معمولا در بازه زمانی یکساله محاسبه می گردد و چه توسعه اقتصادی که حداقل براساس یک برنامه میان مدت(۵ساله) برآورد میگردد. شما کدام یک را اجرایی و عملیاتی نموده اید برای یک بار که شده شفاف و صریح اعلام نمایید؟ حالا جدای از این سیر علمی، خودمان و خدای خودمان، خودمان باشیم و صداقت و شجاعت برگرفته از عظمت روح شهدا در کدامیک میتوانید سربلند و آبرومندانه و واقعی شعار توسعه را تحقق یافته اعلام دارید؟ در نرخ بیکاری؟ در ایجاد اشتغال؟ در کم کردن فقر؟ در کاهش تورم؟ درآسان سازی معیشت؟ در افزایش درآمد سرانه؟ در توزیع عادلانه ثروت؟ و …درکدامیک؟
بشنوید که این صدای گنجشک ها نیست که پایان تبعیض و بی عدالتی را میخواهند، این بغض شرافتمندانه مردم صبور و صادقی است که بنام توسعه ، چرخهای تنومند غارت و سوء استفاده را بر بدن نحیف خود ملاحظه می کنند، این همان بدنهایی هستند که هنوز جای شلاق مباشران و مأموران خان خود را با خود همراه دارند، همان زارعان و کشاورزانی که زمین های بایر را سالها احیاء کردند و در سال ۴۲ صاحبان نفوذ و برخورداران از قدرت دولت و حاکم منطقه صدها هکتارش را تصاحب کردند؟ آری این حرکات و شعارها و خانه گردیها و التماس ها و قول و قرارها، وعده وعیدها برای توسعه اقتصادی منطقه و مردم و افزایش ثروت آن ها و بالابردن امنیت اقتصادی جامعه نیست بلکه باز هم در روند ارتجاعی حاکم شده این صاحبان قدرت و حلقه نزدیک به جنابعالی است که از نعم پیمانکاریها، استخدامهای فله ای و سفارشی، معافیت های بیمه ای و بانکی، وامهای کلان درازمدت و کم بهره و اعطای مسئولیت های غیرحقیقی برخوردار میشوند و در نهایت احیای قدرت خانوادگی درلباس مدرنیسم.
تقاضا دارم که توسعه و مفهوم با ارزش این علم و این فرایند موردنیاز و مستمر را بیشتر از این قربانی مطامع روند لابیگرایانه و تثبیت اثرات روح معامله گرایانه و چپاول عصر مرکانتلیسم نفرمایید، حداقل بگذارید این یک عبارت معنای حقیقی خودش را در چارچوب دانشگاهی حفظ نماید و زیر شنی های (زنجیرهای تانک جنگی) ناعادلانه غارت و چپاول ذبح نشود که خدا میداند در آینده، تاریخ چگونه از ما یاد نماید، همانطور که بسیاری گذشتگان در تاریخ و افکار عمومی از آنها به نیکی یاد نمی شود.
این شعر ایرج میرزا امروز شرح حال دلهای سوخته و امیدهای بربادرفته شهر ماست:
هر وعده که دادند به ما باد هوا بود هر نکته که گفتند غلط بود و ریا بود
چوپانی این گله به گرگان بسپردند این شیوه و این قاعده ها رسم کجا بود؟
یدالله مرادی – فرهنگی بازنشسته از گچساران