.

آوای جنوب 

 

می گویند که خانواده ی شهدا به خاطر شهدا در رفاه بسیار هستند. روی حرفم دقیقا به همین افراد است که شهدایی که گمنام هستند را چه میگویید؟ شهدایی که رفته اند و هیچ از آنها به جا نمانده؟ می دانید خانواده های آنها چه می کشند؟ می دانید فراق آنها به مانند مواد مذابی است که هر روز بر جان و بدن خانواده هایشان ریخته می شود؟ آیا چنین زجری رفاه است؟
آیا حاضرید تمام دنیا را به شما بدهند اما از امشب فرزند عزیزتان یا پدرتان یا برادرتان دیگر نباشد…
بگویید آیا حاضر هستید.
هفت سال گذشت و امروز در هفتمین سالگرد تدفین شهدای گمنام گچساران در پارک نفت مصادف شده است با سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی و ایام فاطمیه.
اینجا گلزار مطهر شهدای گمنام گچساران است همان مکانی که هر وقت دلت از همه جا می‌گیرد به همین شهدای گمنام پناه می‌بریم تا آرام شویم.

بزرگترین میراثی که کشورمان می تواند برای ما به جای بگذارد، شهدای گمنام مان هستند. چرا که هر بار بر مزار آنها برویم، برایمان تجدید خاطر خواهد شد که حتی از آنها هیچ نامی باقی نمانده و این یعنی آنها حاضر شده اند برای آرامش اکنون ما، هیچ ردی از خودشان به جا نماند. پس باید قدر آن ها را دانست و آنها را بزرگترین ارثیه ای که یک کشور می تواند به مردمش بدهد دانست.

از نظر من، شهدای گمنام از هر زنده ای نزد پروردگارشان زنده ترند. همانطور که بارها شنیده و خوانده ایم که شهدا نزد پروردگارشان زنده اند و روزی میخورند، فکر میکنم که شهدای گمنام در نزد پروردگارشان صاحب اجری عظیم هستند؛ اجری که پاداشیست برای گمنام رفتنشان از این دنیا.

تنها شناسنامه آنها شده است چند تکه استخوان. سال ها قبل آنها به شهادت رسیدند و چه غریبانه این اتفاق رخ داد. هیچ کس آنها را نمی شناسد و هیچ کس نام و نشانی از آنها ندارد. فقط می دانیم که زاده ی ایرانند و همین و بس. اما روحشان بداند که آنها گرچه شاید به ظاهر شناخته شده نباشند اما برای هر کدام از این شهیدان همین را بس که مردم بدانند آنها فرزند ایرانند. آن موقع با پیکر به جا مانده از آنها، به مانند عزیزترین کس شان برخورد خواهند کرد.

اگر به پای حرف های خانواده هایشان بنشینی و از نحوه شهادتشان بپر سی، هیچ چیز جز اشک ندارند که تحویل تو بدهند. آخر معلوم نبوده که چطور و چگونه عزیزشان به شهادت رسیده. آنها روزی فرزند، همسر، برادرشان را راهی جبهه کردند و بعد از آن روز دیگر رویش را ندیدند و هیچ نشانی از او یافت نکردند. چه غریبانه است شهادت این شهیدان و چه ارزشمند است مقامی که به آن نائل شده اند.

شهید گمنام، گرچه نامی ندارد اما همه او را به مردانگی اش و شجاعتش می شناسند. او گرچه معلوم نیست چطور به شهادت رسیده اما این مهم است که به این مقام نائل شده و مردم ما خوب بلدند قدر این مقام را بدانند.

شاید نام هیچ کوچه و خیابانی به نام آنها نباشد، شاید هیچ کتابی از خاطرات آنها ننوشته باشد و شاید هیچ اسمی هیچوقت از آنها برده نشده باشد اما شجاعت آنها زبانزد خاص و عام است. درست است که نامی از آنها برده نمی شود اما آنها محتاج این نیستند! آنها محتاج توجه پروردگار شان بودند تا آنها را به مقام رفیع شهادت برساند و اکنون خداوند هم حاجت آنها را برآورده کرده و این است که مهم است.

قلبم برای خانواده های شهدای گمنام به درد می آید. آخر از دست دادن عزیزان سخت است ولی اینکه بدانی دیگر هیچ اثری از آنها به جا نمی ماند، از همه چیز سخت تر است. اینکه بدانی دیگر از فرزندت و یا هر عزیز دیگرت هیچ خبری نمی شود و دیدارتان به روز قیامت موکول شده، از همه سخت تر است.