.

آوای جنوب / علی مراد کاظم پور
ترازوی انقلابی‌گری در گچساران دست کیست


آوای جنوب به نقل از خبرگزاری فارس گچساران- علی‌مراد کاظم‌پور؛ در یادداشتی نوشت:ینکه اینجا گچساران است و با دیگر نقاط تفاوت دارد به خوبی بر همگان معلوم است این که بسیاری فقط شعار می‌دهند اما در عمل نه خطی عمل می‌کنند و نه براساس شایسته سالاری بلکه در عمل همان جریان قومی برجسته می‌شود را نیز به خوبی می‌دانیم.

اما اینکه برخی دانسته یا ندانسته ترازویی انقلابی در دست بگیرند و خودشان را شاخص انقلابی بدانند و دیگران را در حد تراز انقلاب ندانند خود جای سوال است!!

نمی‌دانم انقلابی‌گری را از کلام مقام معظم رهبری بگویم یا بچه انقلابی‌های گمنام که در همین شهر کوچک کارهای بزرگ انقلابی می‌کنند و هیچ مسئولی خبر ندارد.

نمی‌دانم برای دوستان چگونه از بچه انقلابی‌هایی بگوییم که در گوشه‌ای بدون از وابستگی‌های فکری فقط و فقط نگاهشان به کلام رهبری است و گام‌هایشان را در مسیری می‌گذارند که حضرتش ترسیم می‌کند.

قشنگ حرف زدن و خوب شعار دادن و بازی با احساسات را همه به خوبی یاد گرفته اند اما عمل کردن را چطور!!!

مقام معظم رهبری تاکید می‌کند این انقلاب مال همه است؛ انقلاب یک شط جاری است و همه می‌توانند انقلابی باشند تا بتوانیم این راه دستیابی به اهداف انقلاب را با موفقیت پیش ببریم.

بی‌تردید امروز عمل به شاخصه‌هایی که رهبری ترسیم کرده اند انقلابی‌گری هر فرد را مشخص می‌کند.

اینجا ترازو دست چه کسی است ترازوی تان را بردارید تا برایتان از بچه‌های گمنام گچسارانی بگویم که در اوج بی خبری شما ها و دیگر مسئولان ریال ریال جمع می کنند تا بتوانند برای بانوی بی سرپرست این شهر یخچال تهیه کنند.

انقلابی‌گری یعنی پول جمع کردن بچه گمنام‌هایی که به خانواده هایی کمک می‌کنند تا از فقر و فحشا تا آنجا که می توانند جلوگیری کند.

می شود برایمان بگویید انقلابی‌گری را در چه می‌بینید تا نکند بچه ها راه را اشتباه رفته باشند؛ که ماهیانه مشغول خرید نوشت افزار بچه های کم بضاعت هستند.

انقلابیگری یعنی خرید مرغ و گوشت برای فقرا با پول توجیبی بچه هایی که گمنام هستند اما من می‌دانم که آنها در خط انقلابی گری از خیلی ها جلوتر زده اند.

مقام معظم رهبری بیان می‌دارند که انقلابی باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگی‌های شرایط زمانه را درک کند؛ مسئله اینگونه نیست که یکی را رد کنیم؛ یکی را اثبات کنیم؛ یکی را قبول کنیم نه این جور نمی شود.

نمی‌شود گفت انقلابی هستیم و شاخصه امید را فراموش کنیم و در جایی دانشجویان را ناامید کنیم و در جایی دیگر فقط خودمان را انقلابی بدانیم و دیگران را…

انقلابی بودن با انقلابی ماندن تفاوت دارد و بی‌تردید امروز همان جوان های گمنام شهر؛ همان‌هایی که می‌دانم وقتی خانه زن بی سرپرستی در باران سقف خانه اش چکه می‌کرد انقلابی عمل کردند تا سقف خانه‌اش را از ریزش بازدارند.

آری در این شهر سقف‌هایی ساخته می شوند محکمتر از قدرت باران و غرش آسمان، وا مصیبت از سیل ویرانگر بیکاری که سقف زندگی را آوار می کند.

همان‌هایی که این‌ روزها گمنام هستند و نمی‌گویند راستی جای ما در جلسات بچه انقلابی ها کجاست و اصلاً به دنبال این مباحث نیستند؛ راستی نکند آنها راه را اشتباه می‌روند.

آری انقلابی بودن و ماندن به حرف و شعار نیست؛ امروز انقلابی بودن در عمل است گرفتن شاخصه‌ها از بیانات رهبری و عمل به آن.

آری بچه انقلابی‌ها منتظر دستور نیستند؛ اینان همانهایی هستند که وقتی من و شما در فضای مجازی هستیم آنها در گروه‌های جهادی در گوشه گوشه نقاط محروم با دوری از خانواده هایشان در حال خدمت هستند.

چهره‌های انقلابی همان گمنام‌هایی هستند که دردشان درد تهیه دارو و ویلچر بیمار هایی است که از عهده خرجشان ناتوانند؛ حالا ببینید شما کجای انقلاب قرار گرفته اید.